عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

695

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

1253 من جار فى سلطانه و اكثر عداوته هدم اللّه سبحانه بنيانه و هدّ اركانه هر كه در دوران سلطنتش ستم كند و دشمنيش را با مردم بسيار نمايد خداوند سبحان بنيادش را بر كند و اركانش را بشكند . 1254 من عدل فى سلطانه و بذل احسانه اعلى اللّه شأنه و اعزّ اعوانه : هر كه در دوران پادشاهيش داد كند و نيكيش را بمردم بخشد خداوند كارش را بالا برد و يارانش را ارجمند گرداند . 1255 من اكثر مدارسة العلم لم ينس ما علم و استفاد ما لم يعلم : هر كه گفتگوى علم را بسيار كند آنچه كه ميداند فراموش نكند و آنچه را كه نمى داند استفاده كند و بداند . 1256 من اكثر الفكر فيما تعلّم اتقن علمه و تفهّم ما لم يكن يفهم : هر كه در آنچه كه آموخته است بسيار بينديشد علمش را استوار سازد و آنچه را كه ندانسته است دانا گردد . 1257 من عقل تيقّظ من غفلته و تأهّب لرحلته و عمّر دار اقامته : خردمند كسى است كه از غفلتش بيدار گردد و براى هنگام كوچيدنش توشه گرد آورد و سراى پايدارش را آباد سازد . 1258 من خشع لعظمة اللّه سبحانه ذلّت له الرّقاب و من توكّل على اللّه تسهّلت له الصّعاب : هر كه در برابر بزرگى خداى تعالى به نرمى و افتادگى گرايد گردنها برايش نرم گردند و هر كس خداوند را پشتيبان خويش گيرد سختيها برايش آسان شوند . 1259 من اتّخذ اخا من غير اختبار الجأه الاضطرار الى مرافقة الأشرار : هر كه بدون آزمايش برادرى گيرد ( البتهّ گرفتار شود و ) ناچار شود كه با بدان همنشينى و رفاقت كند 1260 من اتّخذ اخا بعد حسن الاختبار دامت صحبته و تاكّدت مودتّه : هر كس پس از اين كه خوب آزمود براى خويش برادرى گيرد ياريش با آن كس پايدار ماند و دوستيش استوار پايد . 1261 من لم يقدّم فى اختيار الأخوان